تبليغاتX
خاطرات uni -
خاطراتی که نمیتوانم تو دفتر خاطراتم یادداشت کنم اینجا مینویسم...!
سلام بر همه دوستان
اول از همه نزدیک شدن به امتحانات پایان ترم به همه تسلیت میگم
Reading a Book
من که دارم از استرس میمیرم !!!

۴ تیر روز مادره

امروز داشتم واسه مامی نامه مینوشتم . داشتم به چیرایی که فکرم مشغول کرده و دوست دارم به مامانم بگم فکر میکردم به چیرایی که عذابم میده به اختلاف های کوچیک بین خودم و مامی ...
به طرز باور نکردنی در همه موارد به مامانم حق میدادم ! من بهترین مامان دنیا رو دارم !
دلم خیلی واسه مامانم تنگولیده دوست دارم برم بغلش دلم واسه بوش هم تنگ شده
دلم میخواست روز مادر پیشش می بودم از همون جشن های کوچولو باحال . . .
. . .
پ ن ۱) تو این گرما بندر عباس اب و برق جیره بندی شده !!! خوب ملت اونجا میمیرن!
پ ن ۲)‌ من هرچی هم که بخوانم امکان نداره بالای ۱۶ بشم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 8:58 PM  توسط غزل |